قهرمان ميرزا عين السلطنه
377
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خان گذاشتند . چندى ناخوش بود . الحمد لله خوب شدهاند . خود من هم جز گاهى ضعف چشم ناخوشى ندارم . چشمم خيلى ضعيف شده و نمىتوانم كتاب بخوانم . مشغول هيچ كارى نيستم . تا به محض خواندن نيم صفحه كتاب چشم آب مىزند و قدرى تار مىشود . خداوند شفا دهد . درهء مراد بيك دوشنبهء گذشته دره مراد بيك كه يكى از جاهاى مصفا و ديدنى همدان است رفتيم . نيم فرسنگ [ بيش ] به شهر مسافت ندارد . قدرى از شهر خارج شده اول دره است و خيلى طولانى . دو فرسنگ بيش طول دارد . تمام باغات است . رودخانهء خوبى دارد . خيلى جاى باصفائى است . شكار من دو بلدرچين شد . پرتستانها در همدان ديروز گذشته در كليساى ارامنه جهت امتحان اطفال اناث ارامنه و يهود كه دو نفر زن ينگىدنيائى معلم آنهاست دعوت داشتيم . ميسيونر امريكائى در همدان زياد است . دو مدرسهء خوب و مريضخانه دارند . نفوس آنها زياد شده و به انواع حيله و تزوير يهود و ارامنه را به دام كشيده پرتستان مىكنند . قريب صد و پنجاه دختر در مدرسهء آنها درس مىخوانند و متجاوز از هشتاد نفر پسر . خوب شاگردها [ ئى ] تربيت كردهاند . تفصيل حيلههاى آنها و كارهاى آنها باشد موقع ديگر خواهم نوشت . سرود خواندن دخترها ساعت هفت و نيم فرنگى كه نيم ساعت از دسته گذشته باشد با تولوى خان رفتيم . آنجا تمام دخترها پشت به سمت مردم كرده واداشته [ شده بودند ] كه « سرود » مفصلى جهت ورود ما خواندند . بعد شروع به امتحان كردند . بسياربسيار خوب تربيت شده بودند . حيف كه مسلمان نبودند . زبان انگليسى ، ارمنى ، عبرى ، فارسى ، خواندن و نوشتن بلد بودند . حساب ، جغرافيا ، تاريخ مىدانستند . صنايع خوب ياد گرفته بودند و تمام صنايع آنها را بطور قشنگى آويخته بودند . ميسمانت كامرى و خواهرش معلم و رئيس دخترها هستند و هردو ترك دنيا را كردهاند . حتى آشپزى هم ياد داده است . خيلى زن شيطان زرنگى است . دو حيلهء خوب دارد : يكى نخوردن شراب و ديگرى [ عدم ] استعمال دخانيات و طورى ضد اينها است كه تمام اين شاگردها راحتى اغلب ارامنه و يهود را از اين دو كار بازداشته و هيچ مرتكب اين دو كار نمىشوند . مكرر خم شراب را خريده و در كوچه ريخته است . هركه شرابخور باشد از مدرسه كه سهل است از كليسا خارج مىكند . اين مذهب تازه در ينگىدنيا شايع شده . هركه را اين خانم مىبيند اول حرفش ترك مسكرات و دخانيات است . بارى طورى اين دخترها را قايم مىكرد و صورتشان را نمىگذاشت پيدا شود كه چه نويسم . دو نفر از اهل مجلس روى آنها را نديد . اين طورى مىكند كه قلب مسلمانها را به دست بياورد كه اگر دخترها